|
هرگونه کپی برداری از مطالب این وبلاگ بدون ذکر منبع، در حکم دزدی در روز روشن است!
|
بنام خدایی که برای قلب دوست و برای اثبات دوستی اشک را افرید
اگر بار گران بودیم و رفتیم اگر نامهربان بودیم و رفتیم
گرچه این دنیا ندارد اعتباری این را نوشتم تا بماند یادگاری
![]()
سلام سلامی از قلب شکسته از قلبی دور افتاده همچون کبوتری سبکبال که دراسمان عشق به پروازدرامده است سلامی به بلندای اسمان و به زلال و خلوص چشمه ساران سلامی به لطافت گرمای بهاری سلامی همچو بوی خوش اشنایی سلامی بر خواسته از دل و نشسته بر دل
روز اول گل سرخي برام اوردي گفتي براي هميشه دوستت دارم روز دوم گل زردي برايم اوردي گفتي دوستت ندارم روز سوم گل سفيدي برايم اوردي و سر قبرم گذاشتي و گفتي منو ببخش فقط يه شوخي بود
![]()
بهت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول می دم سکوت کنم اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون قلبم تنهاست اگه یه روزخواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما باهات میدوم اگه بیه روز خواستی بمیری قول نمی دم جلوتو بگیرم اما اینو بدون من قبل از تو میمیرم
چقدرعجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه تا فرياد نکشي کسي به طرفت برنمي گرده تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد و تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخشه
![]()
هيچكس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود اگر كسي تو را آنطوركه ميخواهي دوست ندارد به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد دوست واقعي كسي است كه دستهاي تورابگيردولي قلب تورالمس كند بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگزبه اونخواهي رسيد
زندگی به من آموخت که چگونه اشک بریزم اما اشک به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم
![]()
با سیم نازمژه هات یه عمره گیتارمی زنم نگاهتو کوک نکنی من خودمودارمی زنم چشمات اگه رو پنجرم طرحه ستاره نزنند دست خودم نیست دلمو به درودیوارمی زنم تواگه نباشی من مثل اون پسرکی که گمشده گوشه کوچه می شینم ازغم تو زارمی زنم

زندگي همچون کلافي پيچ در پيچ است که اولش پيچ است وآخرش هيچ است
![]()
عجب معلم بدی است این طبیعت که اول امتحان میگیرد بعد درس میدهد
بنام انکه اشک راآفريد تا آتش جنگلهاي عشق را خاموش کند
![]()
هر کس به طریقی دل ما می شکند بیگانه جدا دوست جدا می شکند بیگانه اگر می شکند حرفی نیست از دوست بپرسید که چرا می شکند
دوست دارم زير بارون گريه کنم مي دوني چرا؟ چون کسي اشکهامو نمي بينه حتي تو عزيزم
![]()
اي بسته به تارو پودم من لايق عشق تو نبودم عشقي که نهفته در دلم بود در راه محبت تو کم بود
سکوت تنها دوستي است که هرگز خيانت نمي کند
![]()
عشق دو دستي تقديم نمي شود پس براي انکه به دستش بياري کوشش کن
هرگز نديدم بر لبي لبخند زيباي تو را هرگز نمي گيرد کسي در قلب من جاي تو را
![]()
عشق تنها ميکروبي است که از راه چشم سرايت مي کند
شمع سوزان توام اينگونه خامو شم نکن در کنارت نيستم اما فراموشم نکن
![]()

اگر در خواب مي ديدم غم روز جدايي را به دل هرگز نمي دادم خيال اشنايي را
![]()
![]()
نمیدانم زندگی چیست؟؟ اگر زندگی شکستن سکوت است سالهاست که من سکوت را شکسته ام۰ اگر زندگی خروش جویبار است سالهاست که من در چشمه ی جوشان زندگی جوشیده ام اما این نکته را فراموش نمی کنم که زندگی بی وفاست زندگی به من آموخت که چگونه اشک بریزم اما اشکانم به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم
پرسید : به خاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دوست داشتم با تمام وجود داد بزنم به خاطر تو... گفتم به خاطر هیچ کس پرسید : پس به خاطر چی زنده هستی؟ با اینکه دلم می خواست داد بزنم به خاطر دل تو... گفتم بخاطر هیچ چیز پرسیدم : تو بخاطر چی زنده هستی؟ در حالیکه اشک توی چشماش جمع شده بود گفت:بخاطر کسی که بخاطر هیچ چیز زندست
![]()
هميشه به من مي گفت زندگي وحشتناک است ولي يادش رفته بود که به من مي گفت تو زندگي من هستي روزي از روزها از او پرسيدم به چه اندازه مرا دوست داري گفت به اندازه خورشيد در اسمان نگاهي به اسمان انداختم ديدم که هوا باراني بود و خورشيدي در اسمان معلوم نبود شبي از شبها از او پرسيدم به چه اندازه مرا دوست داري گفت به اندازه ستاره هاي اسمان نگاهي به اسمان انداختم ديدم که هوا ابري بود وستاره اي در اسمان نبود خواستم براي از دست دادنش قطره اي اشک بريزم ولي حيف تمام اشکهايم را براي بدست اوردنش از دست داده بودم
هر وقت که دل کسي رو شکستي روي ديوار ميخي بکوب تا به يادت باشه که دلشو شکستي هر وقت که دلشو بدست اوردي ميخ را از روي ديوار در بيار اخه دلشو بدست اوردي اما چه فايده جاي ميخ که رو ديوار مونده
![]()
روزي تمام احساسات آدمي گرد هم جمع مي شن و غايم موشک بازي ميکنن ديوانگي چشمميذاره همه مي رن غايم ميشن تنبلي اون نزديکا غايم ميشه حسادت ميره اون ور غايم ميشه عشق مي ره پشت يه گل رز ديوانگي همه رو پيدا مي کنه به جز عشق حسادت عشق رو لو ميده و به ديوانگي ميگه که رفت پشت گل رز عشق نمياد بيرون ديوانگي هرچي صدا مي زنه عشق بيا بيرون ديوانگي هم يه خنجر ور ميداره همينطور رز رو با خنجرش مي زنه تا عشق پيدا بشه يک دفعه عشق ميگه آخ چشمو کور کردی ديوانگي اشک مي ريزه به دست و پاي عشق بهش مي گه من چشم تو رو کور کردم تو هر کاري بگي من انجام ميدم عشق فقط يک چيز از اون می خواد بهش مي گه با من هم درد شو از اون وقت به بعد ديوانگي هم درد عشق کور شد و بس
اگه قلبمو شکستی به فدای یک نگاهت این منم چون گل یاس نشستم سر راهت تو ببین غبار غم رو که نشسته بر نگاهم اگه من نمردم از عشق تو بدون که روسیاهم اگه عاشقی یه درده چه کسی این درد ندیده تو بگو کدام عاشق رنج دوری ندیده اگه عاشقی گناهه ما همه غرق گناهیم میون این همه آدم یه غریب و بی پناهیم تو ببین به جرمه عشقت پره پروازمو بستند تو ندیدی منه مغرور چه بی صدا شکستم
![]()
اگه يكي رو ديدي وقتي داري رد ميشي بر مي گرده ونگات مي كنه بدون براش مهمي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري ميرفتي بر مي گردو با عجله مياد به سمتت بدون براش عزيزي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي بر مي گردو نگات مي كنه بدون واسش قشنگي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه مي كني مياد با هات اشك مي ريزه بدون دوستت داره
دروغ و خيانت رو هك كن__ از انسانيت كپي بگير و سند توآ ل كن__ با صداقت و وفا و معرفت چت كن__ از زيباترين خاطره زندگي وب بگير__تو پروفايل قلبت يه قلبه تير خورده بذار و بگو عاشق عشق هستي__و عاشق عشق باشين_در مسنجر قلبت عشق رو اد كن __وبه احساسات زيبايي پي ام بده__غم رو ديلت كن__و واژه بدي رو رينيم كن__براي غرورت آف بزار و بگو بشينه آخه (دنيا دو روزه)
واسه شكستن يه دل فقط يه لحظه وقت مي خواد.اما واسه اينكه از دلش در بياريشايد هيچ وقت فرصت نداشته باشي... ميشه مثل يه قطره اشك بعضي ها رو از چشمت بندازي ، ولي هيچ وقت نمي توني جلوي اشك وبگيري كه با رفتن بعضي ها از چشمت جاري ميشه

روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند. براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتر است. براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد. اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم...
هر کس به طریقی دل ما می شکند بیگانه جدا دوست جدا می شکند بیگانه اگر می شکند حرفی نیست از دوست بپرسید که چرا می شکند
![]()
اي بسته به تارو پودم من لايق عشق تو نبودم عشقي که نهفته در دلم بود در راه محبت تو کم بود
بچه بودم فقط بلد بودم تا 10 بشمرم نهايت هر چيزي همين 10 تا بود از بابا بستني که مي خوا ستم10 مي خواستم مامانو 10 تا دوست داشتم خلا صه ته دنيا همين 10 تا بود و اين 10 تا خيلي قشنگ بود حالا نمي دونم که دنيا چقدره نهايت دوست داشتن چندتاست ده تا بستني هم کفافمو نمي ده خيلي هم طمعه کار شده ام اما مي خوام بگم دوستت دارم مي دوني چقدر؟ به اندازه همون ده تاي بچگي
![]()
انقدر از زندگاني دلگير و دلسردم که روزي اگر بميرم مر گ خود را جشن مي گيرم
زندگي شهد گلي است که زنبور زمانه مي مکدش انچه مي ماند عسل خاطره ها ست
![]()
هميشه کسي رو انتخاب کن که اونقدر قلبش بزرگ باشه که نخواهي براي اينکه تو قلبش جا بگيري خودت رو کوچک نکني
به چشمانت بياموز ؛که هرکس ارزش ديدن نداردبه دستانت بياموز ،که هرگل ارزش چيدن نداردبه قلبت بياموز که هر کس کنج آن جايي ندارد
![]()
اگر مدیر بودم یکی از شرایط ثبت نام را عشق می گذاشتم اگر دبیر ریاضی بودم عشق را با عشق جمع می کردم اگر معمار بودم قصری از عشق می ساختم اگر سارق بودم فقط عشق می دزدیدم اگر بیمار بودم تنها شربتی که می نوشیدم فقط شربت عشق بود اگر درجه دار بودم فقط به عشق سلام می دادم اگر پلیس بودم هرگز عشق را جریمه نمی کردم اگر خلبان بودم در اسمان عشق پرواز می کردم اگر دبیر ورزش بودم به بچه ها می گفتم با عشق نرمش کنید اگر خواننده بودم فقط از عشق می خواندم اگر ناخدا بودم همیشه در ساحل عشق لنگر می انداختم اگر نجار بودم عشق را قاب می گرفتم
زندگی چیست؟ زندگی مانند اتوبوس شلوغی است که جایی برای نشستن نیست و وقتی خلوت میشود و می خواهی بشینی راننده داد می زند پیاده شوید اخر خط است
![]()
در غرور اشک من همیشه یاد تو بود در سکوت سینه فریاد تو بود
چشم وقتی زیباست پرازاشک باشد اشک وقتی زیباست برای عشق باشد عشق وقتی زیباست برای توباشد تووقتی زیبا هستی که برای من باشی و ما هنگامی زیبا هستیم که برای هم باشیم
![]()
در این دنیا نکردم من کناهی فقط کردم به چشمانت نگاهی اگر باشد نگاه من گناهی مجازتم کن هر طور که خواهی
زندگی دو روز است یه روز با تو یه روز برعلیه تو ان روز که با توست مغرور نشو ان روزکه برعلیه توست نا امید نشو
![]()
می گن قسمت ٬ گفتم نه خواستن ٬ می گن قسمت نباشه خواستن بی ارزشه٬گفتم خب نمی خوام تا قسمت بی ارزش بشه اما...قسمت لعنتی!من خواستم که نخواهم اما نشد و خواستم ٬ ولی قسمت نخواست ومن ازقسمت شکست خوردم وقسمت با ارزش شد و من..
به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم
![]()
آغوش پارکينگي است که جريمه ندارد !!! بوسه تصادفي است که خسارت ندارد !!! . . . . . چيه دنبالم راه افتادي !؟
دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داري؟گفت نوچ؟گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي.تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم می میرم
![]()
می رسد روزي كه بي من روزها رو سر كني مي رسد روزي كه مرگ رو باور كني مي رسد كه تنها در كنار قبر من شعر هاي كهنه ام رامو به مو از بر كني
همه عمر من در انتظار گذشت
زندگی، زندگی، زندگی
با دل غریب و بیقرار گذشت
زندگی، زندگی، زندگی
روی گونه هام نشسته اشک غم
بخدا، بخدا، بخدا
لحظه های من چه غصه دار گذشت !
زندگی، زندگی، زندگی
حال دلبستن و امیدی به فردایی ندارم
تو که رفتی شب بی ستاره م و یک شب تارم
جای دلتنگی توی سینه ی من بوده همیشه
من بخاطر تو اینجام و فقط در انتظارم
گل تنها، گل خوشبو، گل پونه
دست زیبا تو ببوسم عاشقونه
شب سرد من که با سردی گذشت
زندگی، زندگی، زندگی
توی خودسوزی و شبگردی گذشت
زندگی، زندگی، زندگی
توی سینه آه سردم و ببین
در به در ـ شده ام ـ به خدا
داغم و تازه نکن تو بیش از این
زندگی، زندگی، زندگی
ترانه سرا: حمید
روبروی من دیگه راهی که نیس
توو شب تاریک من ماهی که نیس
آه سردی اگه بی تو میکشم
چه کنم این دیگه خودخواهی که نیس
من و تا ابد بذار گریه کنم
بیصدا ترین تن فرسوده ام
من و دور کن از تموم غصه ها
از عذاب مردن بیهوده ام
سایه ام یه گوشه ایی....فارغ از افسون شعر
تو نباشی دیگه نیس.....توو رگ من خون شعر
ای تو تنها حامی رویای من
جاده ی وحشت بی تو روبروم
تو به من اشاره کن که بشکنم
این سکوت مبهم و توی گلوم
خط بد! ترانه سرا: حمید
جاده صبح و نشون من بده.......مرغ دست آموز دیگری نشو!
آیه ی صریح خط من تویی....نقطه چین خط بد تری نشو!
نعره ی گرگ بیابون توی گوش.....شعله ی نگاه دژخیم پُر ِ دود
اشک ما اشک یتیم بی وطن.....توو کتابی زیر گنبد کبود
اومدم من از یه راه سوت و کور....دیدمت ولی چه سخت، ولی چه دیر
این تویی در پشت میله ها رها.......این منم در یک قفس با خود اسیر
پدرم وقتی که رفت شعری نگفت......خاک سرزمینشم خونی نشد
خاطرات تلخ زندون و نداشت........غنچه ای توو باغچه زندونی نشد
آسمون پوشیده از ابر ریا......سایه ها دنبال من با پای پیر
سایه ای از جنس خشم و کینه ها......جون ستیز با یک سقوط ناگزیر
پدرم وقتی که رفت شعری نگفت......خاک سرزمینشم خونی نشد
خاطرات تلخ زندون و نداشت........غنچه ای توو باغچه زندونی نشد
قطره های اشک
ترانه سرا: حمید
شبی که بی تو باید رفت و پر پر زد فروغ من ! نمیدونی چه غمگینه !
نمیدونی چه تلخه هق هق گریه که از بارون اشک چشمام نمیبینه
فروغ من ! تو بهترین زمین تابی در این دنیای سایه دار غربت زا
حیات انگیزو بخشاینده ی نوری اگه باشی چه غم از ماتم فردا !
منم من برگ زردی با تن رنجور منم من بی تو یک ترانه ی ناجور
نه از نورم نه از غبار دلتنگم رفیق باد و ارغوان بی رنگم
یه روزی رو لبم اسم تو پر میزد فروغ من ! ببین این لب چه خاموشه
اگه اندیشه ام با تست ولی قلبم با قطره های اشک عشق هم آغوشه
ترانه سرا و آهنگساز: حمید چه ایرانی که در آن مردم آزرده میبینم که در باغ گلستانش گل پژمرده میبینم ؟ در این خاکی که زرتشت عالم عشق و بما بخشید چرا در قلب تو سیمای ماتم خورده میبینم ؟ نه دلشادم نه آزادم.........ببین غمگین غمگینم وطن را از تو می خواهم...........وطن را در تو میبینم چه منزلگاه تاریکی......چه راه سخت و باریکی به آینده نگر با من........که فردا می شود روشن ! اگه همواره میسوزم.........اگه محکوم به زندانم همیشه عابد عشق ِ .......بلند آواز ایرانم !! چه ایرانی که در آن مردم آزرده میبینم که در باغ گلستانش گل پژمرده میبینم ؟ در این خاکی که زرتشت عالم عشق و بما بخشید چرا در قلب تو سیمای ماتم خورده میبینم؟
ترانه سرا: حمید
ای طلوع بی غروبم.........ای تو آشفته تر از من
خواب من بدون رویا........چشم ناخفته تر از من
معجزه با گل بوسه.......عطر بارونه، عزیزم
باورم کن اگه باور.......واست آسونه، عزیزم !
چی بگم وقتی که چشمام.........از نوای گریه خیسه
وقتی هیچکس نمیتونه........غم عشق و بنویسه
تو بنفشه های عشق و........دونه دونه گریه کردی
همشون به این امیدن......که یه روز تو برمیگردی
میشه یک روز وقتی بارون........میزنه، با تو درخشید !
اسم تو تازه نوشت و.........میشه زندگی رو فهمید
سایه وار، درگذر اما......مثل باد از جنس سوزن
قصه ای با عطر دریا.......واسه پیدا کردن من
معجزه با گل بوسه.......عطر بارونه، عزیزم
باورم کن اگه باور.......واست آسونه، عزیزم !
تاریکترین بن بست
ترانه سرا: حمید
سلام من به باورها...........ی شاعرانهء حافظ
به آغاز شکفتن ها............ی من نگو خداحافظ
به خونه دلخوشم با تو........به رود پاک زاینده
که با تو هستم اینجا من........یه کوه سخت و پاینده
برای روشنی نور ِ............طنین انداز یک شمعم
من اون خودسوزی عشقم.......که سوختن رو نمی فهمم
سلام من به باورها..........ی شاعرانهء حافظ
به آغاز شکفتن ها..........ی من نگو خداحافظ
به قلب من قدم بگذار.....جهان کوچک، سحر نزدیک
تو هم روشن شو یک لحظه........توو این بن بست ترین تاریک
کنار نیمکتی نمناک.........نگاهم بی نفس مونده
ولی در من زوالی نیس........توو این دنیای وامونده
قصه من و تو
ترانه سرا: حمید
قصه ها در من و تو من و تو یه قصه ایم
ما کجا ییم که هنوز همصدای غصه ایم ؟
من بدون تن خویش هیچ و بی معنا منم
واسه افسانه شدن دست به قصه میزنم
قصه ی بودن من شکلی از نبودنه
وقتی می پرسی کیم این همون اسم منه
با تن زمینی ام تو مث واقعه ایی
آذرخشی و بساز آتش از صا عقه ایی
بگو من یه قصه ام یا که قصه از منه ؟
این کیه که بی صدا داره پر پر می زنه ؟
تو فضای قصه ها به تو پیوسته شدم
توی خاک میهنم از خودم خسته شدم
تن زخمی من و تو رها کن از قفس
تو ببر به قصه ها تا نیافته از نفس
اقیانوس عشق
ترانه سرا: حمید
ای مهربون تر از همه رفتن تو شکستمه کسی که می فهمه من و همین صدای خستمه مثل خود زندگیه بودن تو برای من تو بغض شب شکسته شد هق هق گریه های من واسه یه تنها مثل من بودن تو نوازشه به هم همیشه میرسن شعر تو و صدای من عطر تن تو همدمه با عطر خوب رازقی دادی به دست عاشقم ترانه های عاشقی یه شب زده یه در بدر تنها بدون همسفر تو اومدی به شعر من مثل یه خواب زود گذر بودن تو یه خاطره اس نوازش دست منه عشق تو اقیانوسی از شوق به زنده بودنه
ترانه سرا: حمید
اگه تنهام اگه محزون اگه ابرم ابر گریون
شعر پروازو می خونم پشت میله های زندون
با صدای بینوایی با سکوت بیصدایی
شعر پروازو می خونم تا رسیدن رهایی
میدونم که غم نشسته رو لب بسته ی من باز
عمریه که دل سپردم به وجود شعر پرواز
گریه ی من توی غربت گریه ی ناباوری هاست
میدونم دردی که دارم از غم دربدری هاست
بی ستاره بود شب من شب میلاد جدایی
واسه من طلوع نوره فتح قله ی رهایی
ترانه سرا: حمید
پشت دیوار بلند بیکسی لحظه هام از غم و فریاد زدنه خواب آزادی رو میبینم هنوز آرزوم رفتن و آزاد شدنه لحظه ی سقوط و مرگ من رسید وقتی خاک میهنم ویرونه شد واسه موندن تو خرابه های عشق گریه سر دادن من بهونه شد خاک من مثل یه زندونه هنوز اشک من نم نم بارونه هنوز زندگی از تو کتاب سرنوشت غزل غربت و میخونه هنوز درد بی همنفسی دست من و توی شبهای سیاه غم گذاشت واسه من شریک و همصدا نبود من و با غصه کنار هم گذاشت حسرت بودن و پر گشودنم من و یک لحظه رها نمیکنه اگه همزاد منه بگو چرا من و از قفس جدا نمیکنه ؟؟